تغییر رویکرد سازمانی از پروژه محور به محصول محور: منظور چیست و چرا اهمیت دارد؟ – بخش اول

تغییر رویکرد سازمانی از پروژه محور به محصول محور: منظور چیست و چرا اهمیت دارد؟ – بخش اول

بسیاری از شرکت ها و دست اندرکاران با ایده انتقال رویکرد چابک خود از پروژه ها به محصولات ناآشنا هستند. اگرچه یک کتاب عالی در این مورد وجود دارد. کتاب Project to Product اثر دکتر میک کرستن، کتاب بسیار جامعی در این خصوص است، اما بسیاری از افرادی که باید این کتاب را بخوانند، حتی هنوز نمی دانند که چرا باید این کار را انجام دهند.

این یک مفهوم نسبتاً جدید است و اگر چه تعدادی پست و مقاله در این زمینه منتشر شده است، برخی کاملاً پیچیده و نامفهوم هستند، برخی اشتباهاتی دارند، و برخی دیگر آنچه را که در اصل هیجان انگیزترین نکته در مورد انتقال از پروژه ها به محصولات هستند نادیده گرفته اند.

اگر در حال حاضر با این رویکرد آشنا هستید و مزایای آن را می دانید، در مقاله بعدی مطالب جالبی را مخصوص شما ارائه خواهیم کرد. اما اگر این مطلب تازه به گوشتان خورده، یا در درک ارزش آن یا مشکل مواجه هستید، طی این مقاله به معرفی طرز فکر حرکت از پروژه ها به محصولات (P2P) که به عنوان عامل مهمی در اطمینان از موفقیت آمیز بودن اقدامات شما در حوزه های چابک، DevOps و تحول دیجیتال است، خواهیم پرداخت. با دانش کسب شده از این مقاله، می توانید این نکات مهم را برای دیگران که هنوز با این مفهوم آشنا نیستند، بیان کنید.

مسئول سبد خرید کیست؟ شمائید!

تصور کنید که یک مدیر اجرایی می شنود که سبد خرید وب سایت شرکت شما باعث می شود مردم به دلایلی ناراضی باشند. این مدیر وارد اتاقی می شود که توسعه دهندگان این شرکت در آن مستقر هستند و می گوید: “خوب ، چه کسی مسئول سبد خرید است؟ من تغییرات مهمی در نظر دارم که می خواهم بلافاصله انجام شود.”

در سازمانی که متمرکز بر پروژه باشد، هیچ کس مسئول مستقیم سبد خرید نیست. درعوض، ممکن است یک گروه عملیاتی وجود داشته باشد که انواع درخواست های تغییر یا بهبود را بگیرد و روی آنها کار کند، و در مواقع لزوم از تیم های توسعه کمک بگیرند.

درخواست این مدیر به لیست کارهای باقیمانده (backlog) انتقال می یابد و در مقایسه با سایر موضوعات دیگر این لیست، برای اولویت بندی رقابت می کند. و اگر این تغییر به اندازه کافی بزرگ بود، یک business case برای آن نوشته می شود و تیمی جمع تشکیل می گردد که باید در ابتدای کار، در خصوص وضع موجود بیاموزد. سپس، این تیم یک راه حل طراحی می کند، آن را تولید می نماید، مستقر نموده و سپس مشکل حل خواهد شد. همه اینها به زمان زیادی نیاز دارد.

در یک سازمان متمرکز بر محصول، یک تیم مشخص و تقریبا ماندگار صاحب سبد خرید است. در مقاله ای در Harvard Business Review در سال ۲۰۱۸، یکی از مدیران اجرایی شرکت خدمات مالی USAA گزارش داد که این مورد در شرکت مذکور پیاده شده، پس وقتی می پرسید” “چه کسی تجربه تغییر آدرس مشتری را دارد؟” آنها همیشه جواب را می دانند.

وقتی تمرکز یک شرکت از پروژه ها به سمت محصولات حرکت می کند، آنها تمرکز هر شخص در سازمان را از منظر کوتاه مدت “بیایید این پروژه را عملی کنیم و به مرحله بعد برویم” به یک چشم انداز مالکیت بلند مدت تغییر می دهند.

در این دنیای محصول محور، تیم ها روی یک پروژه کار نمی کنند. آنها محصولی از مفهوم اولیه گرفته تا تمامی جزئیات واقعی را دارند. تفاوت در کیفیت و پایبندی به اهداف در کارمندان را در دو حالتی در نظر بگیرید که مانند یک تیم متمرکز در حال کار روی یک محصول هستند، یا دائما برای انجام وظایف مقطعی و متغیر، جابجا می شوند.

چگونه رویکرد P2P ایجاد ارزش می نماید؟

رویکرد پروژه به محصول (P2P) هم مانند چابک سازی (Agile) و DevOps وعده داده اند که جریان ارزش را برای کاربران شما افزایش دهند. دلایل آن عبارتند از:

  • نیازی به تیم سازی برای اجرای یک “پروژه” نخواهید داشت. این کار بسته به حجو و سطح کار، می تواند ماه ها در برخی سازمانها طول بکشد. عدم نیاز به تشکیل تیم، باعث کاهش زمان برای حصول ارزش می شود.
  • تیم های پروژه جدید منحنی J را طی می کنند. این یعنی اینرسی زیاد و بهره وری پایین تا رسیدن به یک تیم با عملکرد بالا (اگر اصلا بتوانند به این عملکرد به عنوان یک تیم دست پیدا کنند). این پروسه ممکن است روزها تا ماه ها طول بکشد. تیم های محصولات طولانی مدت هستند، بنابراین آنها منحنی J شکل گیری تیم را طی نمی کنند. این باعث کاهش زمان برای رسیدن به ارزش در تیم های محصولاتی می شود.
  • تیم های محصولات روی کل دامنه پروژه ای که باید تکمیل شود تمرکز نمی کنند. این تیم ها مانند موتورهایی کاملا میزان و روغنکاری شده هستند که تا حد ممکن ممکن است واحدهای کوچک عملکردی تشکیل شده اند که به خوبی در کنار یکدیگر عمل می نمایند. اگر آنها را برای بهبود سبد خرید با کار بگیرید، آنها کار را به بخش های کوچک و مستقل تجزیه می کنند و به سرعت هرچه بیشتر آنها را به سمت تولید هدایت می کنند. این کار زمان را برای رسیدن به ارزش مورد نظر، کاهش می دهد.

شکل ۱٫ این تصویری از منحنی J بروس تاکمن در مراحل توسعه تیم را نشان می دهد که چگونه بهره وری تیم با گذشت زمان تغییر می کند. توجه داشته باشید که شیب اولیه از مرحله تشکیل تا مرحله طوفان است.

ارجاع دادن کار به تیمی موجود و با کارایی بالا، نتایج را خیلی سریعتر از نیاز به تشکیل تیم برای اولین بار و سپس انحلال آن در زمان حصول نتیجه، به دست می آورد.

برخی تعجب می کنند که این روش چه تفاوتی با متدولوژی چابک سازی (Agile) دارد، چابک سازی هم همیشه بر استفاده از تیم های اختصاصی تاکید دارد. پاسخ به این سوال ساده اشت: چابک سازی همیشه تیم های اختصاصی را مورد تاکید قرار می دهد، اما به ندرت این اتفاق در دنیای واقعی رخ می دهد. راه حل P2P سازمان را قادر می سازد تا سرانجام این تیم های چالاک سر و شکل یافته را که مورد نیاز و تاکید است، تشکیل دهد.

ادامه دارد …..

بخش دوم مقاله را از اینجا بخوانید

تکنیکهای بهینه سازی پرس و جوها در SQL Server: اصول پایه - بخش اول آهای، مدیران پروژه حرفه ای! برای آینده آماده اید؟
نظر خود را بگوئید

پیغام بگذارید

ایمیل شما با دیگران به اشتراک گذاشته نخواهد شد *

X

Hello,
Your location data will be used to help identify you and allow us to offer you great products and services. Your consent is important for us to do this and you are not obliged in any way to share this information with us. Thank you